خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
335
نهج البلاغة ( فارسي )
148 سخنى از آن حضرت ( ع ) در بارهء مردم بصره هر يك از آن دو ( 1 ) فرمانروايى را براى خود اميد مىدارد ، نه براى دوستش ، و آن را به جانب خود مىگرداند . اين دو ميان خود و خدا راهى نگشودهاند و پيوندى برقرار نكردهاند . هر يك كينهء آن ديگر را در دل مىپروراند و به زودى نقاب از چهره هايشان برخواهند گرفت . به خدا سوگند ، اگر به آنچه مىخواهند دست يابند ، هر يك جان آن ديگر را بگيرد و تباه و نابودش سازد . ستمپيشگان برخاستهاند ، كجايند آنهايى كه تنها براى پاداش خداوندى مجاهدت مىكنند كه راههاى رستگارى پيش پايشان گشاده است و پيش از اين به آنان خبر دادهاند . براى هر گمراه شدن ، سببى و بهانه اى است و هر پيمان شكنى را شبهه اى است . به خدا سوگند ، كه من آن كسى نيستم كه بانگ بر سر و سينه زدن عزاداران و آواز خبردهندگان از مرگ را بشنود و سپس بر سر گريندگان حاضر آيد و ، در آنها ننگريسته ، بگذرد . 149 سخنى از آن حضرت ( ع ) پيش از وفاتش اى مردم . هر كس چيزى را كه از آن مىگريزد ، به هنگام فرار خواهد ديد . مدت عمر هر كس چونان مىدانى است كه در آن ميدان به سوى مرگش مىرانند . فرار از مرگ ، گرفتار آمدن است به چنگ آن . چه روزگاران كه براى دانستن راز اجل كنجكاويها نمودم ، ولى مشيت خداى تعالى آن بود كه هر بار پوشيده ترش دارد هيهات ، دانشى است در خزانهء اسرار .
--> ( 1 ) . طلحه و زبير .